احمد بن محمد ميبدى
472
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
47 - وَ أَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرى . و اينكه بر خداوند است آفرينش جهان پسين . 48 - وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنى وَ أَقْنى . و اينكه او است كه بىنياز كرد و مال داد ( بندگان را ) . 49 - وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى . و اينكه خداوند ، پروردگار ستارهء شعرى است ( كه پشت ستارهء جوزا در دورترين نظرگاه آسمان است . ) 50 - وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الْأُولى . و آن خدائى كه قوم عاد نخستين را هلاك كرد ( قوم هود ) . 51 - وَ ثَمُودَ فَما أَبْقى . و اينكه قوم ثمود را هلاك كرد و هيچ بازمانده نگذاشت ! ( قوم صالح ) 52 - وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغى . و اينكه قوم نوح را پيش از آنها هلاك كرد ، كه آنها ستمكارتر و گردنكشتر بودند . 53 - وَ الْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوى . و اينكه قوم لوط را سرنگون ساخت ( بوسيلهء جبرئيل ) 54 - فَغَشَّاها ما غَشَّى . و اينكه بالاى سر آنها سنگهاى رديف پوشانيد كه هلاك شدند . 55 - فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكَ تَتَمارى . پس ( تو اى كافر ) به كدام نعمت خداى خود شك مىورزى ؟ 56 - هذا نَذِيرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولى . اين محمد با اين قرآن ، بيمدهنده و آگاهكننده است از آگاهكنندگان پيشين . 57 - أَزِفَتِ الْآزِفَةُ . خبر مىدهد كه : رستاخيز نزديك است ( روز قيامت به زودى رسد ) . 58 - لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ كاشِفَةٌ . پيداكننده و پديدآورندهء آن روز كسى جز خداى يگانه نيست . 59 - أَ فَمِنْ هذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ . آيا از اين سخن شگفت داريد و انكار همىكنيد ؟ 60 - وَ تَضْحَكُونَ وَ لا تَبْكُونَ . و مىخنديد ( و از اين بيم دادن ) نمىگرييد ؟ 61 - وَ أَنْتُمْ سامِدُونَ . و شما با اين سخن بازى مىكنيد و غافليد ؟ 62 - فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَ اعْبُدُوا . « 1 » پس خداى را سجده كنيد و او را بپرستيد . سجدهء واجب تفسير ادبى و عرفانى سوره 53 آيه 0 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . نام خداوندى است كه او را جلال بىزوال و جمال بر كمال است ، جلال او آتش عالمسوز و جمال او نور جهانافروز ، جلال او غارت دل مريدان ، و جمال او آسايش جان ممتحنان است و جلال او غارتكنندهء دلى كه در او رخت نهد و جمال او چون جلوه كند غمان از دل بركند . عارف به جلال او نگرد بنالد ، محبّ به جمال او نگرد بنازد ، آن يكى مىنالد از بيم وصال ، اين يكى مىنازد به اميد وصال ، بيچاره كسى كه نه نام او شنود ، نه از جلال او خبر دارد ، و نه از جمال او اثر بيند ، او مىنداند كه اين نام كوهسار را به لاله آرد و دل بيداران را به ناله آرد و شنيدن اين نام طرب آرد و دلهاى عارفان را به جوش و عاصيان را به فرياد و خروش آرد ! نام تو به صد معنى نقاش نگارند * بر نام تو و ياد تو ، مى جان بسپارند !
--> ( 1 ) - بعضى از صحابه اين سجده را تنها بر خود خواننده واجب دانند و برخى ديگر برخوانند ، و شنونده هر دو واجب مىدانند .